X
تبلیغات
رایتل
wel come to my web

آن زمان که بایددوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارندلجبازی میکنیم سپس ناباورانه بارانچه ازدست داده ایم افسوس میخور

لحظه ی به تـو رسیـدن یه تـولد دوبـاره س


شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س


خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه


برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه


اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگه تازه


اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه


زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد


می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد


بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه


از تو قلعه ی نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه


سهم هرکسی که باشی خوش بحال روزگارش

نوشته شده در دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388ساعت 22:26 توسط Mil@d نظرات (0)|
کد چت روم

داستان های با حال . . .
omid
گوگولی مگولی
«انتظار»
کلبه عشق
tornado
pic line
kopoli
عشق
عاشق باران
بچه های مهندسی برق88دزفول
YOUR NAME LINK

تعداد بازدید ها: 41866

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس