X
تبلیغات
رایتل
wel come to my web

آن زمان که بایددوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارندلجبازی میکنیم سپس ناباورانه بارانچه ازدست داده ایم افسوس میخور

  دور از تو در این شهر مرا  همنفسی نیست        

فریاد کنم از دل و فریاد رسی نیست

مرا از نفس هجر به لب  آمد و مردم

گویند که این عشق  تو هم جز هوسی نیست

ای آه بسوزان به شرر سینه ی ما را

کین سینه برای دل ما جز قفسی نیست

گفتم به دل از همهمه  در سینه چه غوغاست ؟

گفتا که در این  خانه بجز یار کسی نیست .

 

  

نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388ساعت 20:46 توسط Mil@d نظرات (1)|
کد چت روم

داستان های با حال . . .
omid
گوگولی مگولی
«انتظار»
کلبه عشق
tornado
pic line
kopoli
عشق
عاشق باران
بچه های مهندسی برق88دزفول
YOUR NAME LINK

تعداد بازدید ها: 41946

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس