X
تبلیغات
رایتل
wel come to my web

آن زمان که بایددوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارندلجبازی میکنیم سپس ناباورانه بارانچه ازدست داده ایم افسوس میخور

چون عاشق معشوق را بید اضطرابی در وی پیدا شو زیرا که هستی او عاریتی ست و روی در قبله ی نیستی دارد . وجود او در وجد مضطرب شود تا با حقیقت کار نشیند ُ و هنوز تمام پخته نیست ، چون تمام پخته شود در التقا از خود غایب شودُ،زیراکه چون عاشق پخته شد در عشق و عشق نهاد او را بگشاد ، چون طلایه ی وصال پیدا شود وجود وا رخت بر بنندد به قدر پختگی او در کار .

آورده اند که اهل قبیله مجنون گرد آمدند و به قوم لیلی گفتند :(( این مرد از عشق هلاک خواهد شد ، چه زیان دارداگر یکبار دستوری باشد تا او لیلی را بیند ؟))

گفتند :(( ما را این معنی هیچ بخلی نیست ، ولیکن مجنون خود تاب دیدار او ندارد .))

مجنون را بیاوردند و در خرگاه لیلی برگرفتند. هنوز سایه لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنوز در بایست گفتن . بر خاک در پست شد . گفتند :(( ما گفتیم که او طاقت دیدار اوندارد !)) اینجا بود که خاک سر کوی او کاری دارد .

              گرمی ندهد هجر به وصلت بارم           با خاک سر کوی تو کاری دارم

زیرا که از قوت تواند خورد در هستی علم ، اما از حقیقت وصال نتواند خورد که اوئی بنماند .  

 

 

 

 


نوشته شده در پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388ساعت 22:41 توسط Mil@d نظرات (8)|
کد چت روم

داستان های با حال . . .
omid
گوگولی مگولی
«انتظار»
کلبه عشق
tornado
pic line
kopoli
عشق
عاشق باران
بچه های مهندسی برق88دزفول
YOUR NAME LINK

تعداد بازدید ها: 41866

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس